گفته بودی که شبی می آیم

باز شب شد چقدر تنهايم                      گفته بودي كه شبي مي آيم
باز شب شد و از پنجره ام                   همچنان راه تو را مي پايم
كنج اين پنجره ها شب همه شب             منم و گريه و هاي و هايم
پشت اين پنجره ها تا به سحر                پنجه بر پيكر شب مي سايم
نكند بيهوده عمر خود را                      پشت اين پنجره مي فرسايم
نكند بيهوده تكرار شود                        قصه ي چشم به راهي هايم
باز چون ديشب و شب هاي دگر             مي روم پنجره را بگشايم
باز شب شد شب و از پنجره ام              همچنان راه تو را مي پايم...

مثبت اندیشی و نتایج آن

مثبت اندیشی به ما كمك می‌كند كه بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، كار و زندگی خود ایجاد كنیم

كلمات نیز تأثیر بسیاری بر افكار و احساسات ما می‌گذارند. كلمات می‌تواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال كند. پس دقت كنید كلماتتان را در جهت مثبت و زیبا كردن افكار و احساساتتان به كار ببرید.  

به كاربردن واژه ها و عبارات تأكیدی مثبت در زیباتر شدن افكار و اعمال ما و بهبود كیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی می‌شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم می‌رسم.»

هیچگاه مشكلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نكنید. این فكر كه دنیا سرشار از مشكل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به كار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب می‌شود.

نحوه اظهار نظر كردن در مورد دیگران و كارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی كنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نكنید. ابتدا در مورد آن فكر كنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح كنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد.

در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند كه با افكار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی كنید تا حد امكان با چنین افرادی همنشین نشوید.

بسیاری از مردم افكار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها می‌دهند.حتی در صحبتهایشان با یكدیگر مدام از سختیهای كارشان، كم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله می‌كنند و همین امر تأثیر منفی بر فكر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان می‌شود.  

مطمئن باشید كه اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما ندارند.سعی كنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و كارتان برای دیگران صحبت كنید.زیرا شنیدن آنها می‌تواند برای دیگران هم جالب باشد.

به نظر شما بهتر نیست كه ما به جای اینكه فقط به مشكلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیكاری و هزاران فكر منفی دیگر تمركز كنیم، به اینكه در زندگیمان بسیاری از اوقات كارها درست و خوب پیش می‌روند فكر كنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شكایت از زندگی و كار، هر جا كه هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت كنیم؟

ممكن است شما در آخرین سفرتان از اینكه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همكارانتان تعریف كنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف كرده اید؟

وقتی از شما می‌پرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی می‌دهید؟ آیا جواب می‌دهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا می‌گویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شكر همه چیز بر وفق مراد بود.»

اگر به تمام لحظات زندگیمان فكر كرده و آنها را مروركنیم،می‌بینیم كه در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است.پس چرا به جای فكر كردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فكر كنیم؟



جملات ادبی

زندگی زیباست

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست

عابد و شیطان

عابد و شیطان

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند !!!عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند...
ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت : ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!عابد گفت : نه، بریدن درخت اولویت دارد...
مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند، عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست.ابلیس در این میان گفت : دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است ...
عابد با خود گفت : راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم ، و برگشت...
بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت ، روز دوم دو دینار دید و برگرفت ، روز سوم هیچ پولی نبود!خشمگین شد و تبر برگرفت و به سوی درخت شتافت ...

باز در همان نقطه ، ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟!عابد گفت: می روم تا آن درخت را برکنم !ابلیس گفت : زهی خیال باطل ، به خدا هرگز نتوانی کند !!!
باز ابلیس و عابد درگیر شدند و این بار ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!
عابد گفت : دست بدار تا برگردم ! اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟!!
ابلیس گفت : آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی ...

جملات ادبی

خيلي تلخه ديدن  آهويي كه  اسير چنگال شير است

 

ولي تلخ تر اين است كه شير اسير چشمان آهو شود.


برگ در انتهاي زوال مي افتد و سيب در ابتداي كمال

 

                              پس بيانديش چگونه خواهي افتاد

 

                                    همانند برگي زرد يا سيبي سرخ.


باد مي وزد …

 

مي تواني در مقابلش هم ديوار بسازي ، هم آسياب بادي

 

تصميم با تو است . . .


فراموش نکن قطاري که از ريل خارج شده

 

ممکن است آزاد باشد

 

ولي راه به جائي نخواهد بر د ...


مثل ساحل آرام باش 

 

 تا مثل دريا بي قرارت باشند . . .


براي آنان که مفهوم پرواز را نمي فهمند 

 

هر چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر ميشوي . . .


فرق است بين دوست داشتن و داشتن  دوست

 

دوست داشتن امري لحظه اي ست

 

ولي داشتن دوست

 

استمرار لحظه هاي دوست داشتن است . . .


باران رحمت خدا همیشه می بارد

 

تقصیر ماست

 

 که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم !


زندگی حکایت مرد یخ فروشی است

 

که به او گفتند: فروختی؟ گفت: نه ! ولی تمام شد.


بار خدایا

 

از عشق امروزمان برای فرداهامان چیزی باقی بگذار

 

برای روزی که فراموش می کنیم عاشق بوده ایم

 

چیزی کنار بگذار

 

یک مشت.... اندازۀ یک لبخند

 

یک خاطره.... یک نگاه....


بزرگترین اقیانوس جهان ( آرام است

 

 پس آرام باش تا (بزرگترین ) باشی...

تدریس اسم های ساده و غیر ساده به روش دریافت مفهوم

الگوی دریافت مفهوم

 

اهداف الگو: تقویت مهارت های تفکر- کشف ماهیت تفکر- آموزش چگونه فکر کردن

 

                                                      آموزش انواع اسم(ساده-غیرساده)

مراحل اجرا

 

1-عرضه ی مطالب:

ابتدا اسامی ساده وغیرساده بدون ذکر عنوان آنها(مثلا ۱- اسم ساده و۲- اسم غیرساده)در دو دسته مجزا روی تابلو نوشته می شود. توجه داشته باشیم در اسامی غیرساده انواع اسم های غیرساده (مشتق: یک جزء معنی دار+ یک جز بی معنی_مرکب: دو یا چند جز معنی دار_ مشتق مرکب: دو جزء معنی دار+ یک یا چند جزء بی معنی) ذکر شده باشد به دانش آموزان گفته می شود تمامی کلمات نوشته شده در دو گروه اسم هستند اما با هم تفاوت دارند و به دلیل خاصی در دو گروه نوشته شده اند وظیفه شما پیدا کردن این تفاوت ودلیل است.

2-دستیابی به مفهوم:

در این مرحله فراگیران به مقایسه مثال ها و اسامی مطرح شده دردو دسته می پردازند وبه دنبال کشف موارد و عوامل مشترک در بین اسامی دسته اول و همچنین دسته دوم می گردند و فرضیه هایی می سازند.

وبالتبع مباحث وگفتگو هایی صورت می گیرد در صورتی که متوجه شدیم دانش آموزان فرضیه های غلطی

 می سازند با ارائه مثال های بیشتر برای هر دسته یا گروه آنها را در رسیدن به فرضیه درست راهنمایی می کنیم و وقتی اکثر دانش آموزان به فرضیه درست دست یافتند(یک گروه مثلا گروه اول اسم هایی هستند که تنها از یک بخش ساخته شده اند و نمی توان آنها را به دو یا چند بخش تقسیم کرد اما گروه دوم از دو یا چند بخش تشکیل

 شده اند) کار ارزشیابی را آغاز می کنیم.

 

3-ارزشیابی:

مجموعه ای از اسامی ساده وغیر ساده رابه صورت در هم می نویسیم واز دانش آموزان می خواهیم هر اسم را در

یکی از این دو گروه قراردهند به طوری که آن اسم ویژگی آن گروه را داشته باشد. نحوه ی دیگر ارزشیابی به این صورت است که دانش آموزان با استفاده از آموخته های قبلی خود برای هر گروه اسم هایی را نام برده ودر گروه مربوط به خود یاد داشت کنند.

 

4-نامگذاری مفهوم وتحلیل جریان دریافت مفهوم:

در این مرحله معلم با کمک دانش آموزان به نامگذاری و تعریف مفهوم می پردازند بهتر است طوری دانش آموزان هدایت شوند که خود این گروه ها را نامگذاری کنند

در پایان دانش آموزان به تحلیل راهبردهایی که به وسیله ی آن به مفهوم پی برده اند می پردازند یعنی مراحل تفکر خود را در حین دستیابی به مفهوم یک به یک نقل می کنند و افکار خود را شرح می دهند. باید ازآنان خواست که بگویند:

1- در ابتداچه فکر می کردند؟    2- چرا اینگونه فکر می کردند؟  3-چرا فکر خود را تغییر دادند؟

قایده این کار این است که مباحثه ای بین دانش آموزان صورت می گیرد و آنها به تحلیل راهبردهای خود

می پردازند؟

مهم است که بدانیم:

در ذهن دانش آموزان چه می گذرد؟-چه فرضیه هایی در ذهن آنها شکل گرفته؟-و چگونه این فرضیه ها را

آزموده اند؟

به طور کلی با نحوه ی فکر کردن آنها آشنا می شویم

تدریس انواع ماضی به روش ساختن گرایی

الگوی ساخت گرایی      

                                                        

این الگوی تدریس از روش های فعال و اکتشافی است  که بر تولید  کنترل وتعمیم دانش تاکید دارد.

 

اهداف روش:

جستجوی فعالانه ی دانش آموزان از طریق فعالیت های گوناگون برای کشف راه حل ها مفاهیم و اصول و قوانین-داشتن روحیه ی کاوشگری برای ایجاد سوال طراحی اجرا ابداع وبه دست آوردن جواب.

این روش از پویا ترین وکارآمد ترین الگو های تدریس است که در بسیاری از کلاس های دنیا با موفقیت در حال اجراست

مراحل اجرا

۱- درگیر شدن   ۲- کاوش    ۳ - توصیف    ۴- شرح و بسط    ۵ - ارزشیابی

   

اجرای الگو

در گیر شدن: ایجاد جلب توجه کلاس به موضوع- ایجاد هیجان و انگیزش

متنی را در اختیار دانش آمزان قرار می دهیم یاروی تابلو می نویسیم که انواع ماضی های حد اقل3 الی 4 بار در این متن به کار رفته باشند.

بهتر است از متنی جذاب (فکاهی)یا آموزنده استفاده شود- سعی شود تمام افعال به کار رفته ماضی باشند واز افعال مضارع ومستقبل استفاده نگردد.

ابتدا از دانش آموزان می خواهیم زمان افعال را مشخص کنند که قطعا همه ی دانش آموزان به ماضی اشاره خواهند کرد از آنها می خواهیم افعال را جدا کرده وروی یک برگه بنویسند واز آنها می پرسیم آیا شکل فعل های ماضی با هم فرق دارند یا خیر که قطعا جواب می شنویم که تفاوت دارند.

 

کاوش:

از دانش آموزان خواسته می شود فعل هایی را که از نظر ساختمان شبیه به هم هستند را در یک گروه به صورت جداگانه بنویسند وطرز ساخته شدن (فرمول) آنها را برای خود یادداشت کنند (آنها قبلا با بن – شناسه – صرف کردن و...)  آشنا شده اند. در این مرحله معلم به عنوان راهنما به گروه سرکشی کرده و در صورت انحراف دانش آموزان بدون اشاره مستقیم به مطلب آنها را هدایت می کند.

توصیف:

دراین مرحله دانش آموزان بایستی دلیل تقسیم بندی خود را در گروه های مختلف باز گو کنند بعد از توضیحات نمایندگان گروه ها اگر توضیحات با یکدیگر تفاوت داشت از آنها می خواهیم بهترین تقسیم بندی وبهترین دلیل را خودشان انتخاب کنند. بدیهی است در حین توضیح نمایندگان گروه ها اگر گروهی در تقسیم بندی خود اشتباه کرده باشد به اشتباه خود پی می برد و آن را اصلاح می کند.

 

 

شرح وبسط:

در این مرحله معلم فعل هایی را از انواع ماضی روی تابلو می نویسد و از آنها می خواهد هر کدام از این فعل ها را در گروه خود جای دهند. معمولا در این مرحله باید این کار درست وبدون غلط صورت بگیرد و به این ترتیب دانش آموز بدون یاد گرفتن نام فعل (نوع ماضی)  می تواند آنها را از یکدیگر تشخیص دهد.

(قسمتی از ارزشیابی می تواند در این مرحله صورت گیرد)

 

نتیجه گیری

در این مرحله از دانش آموزان خواسته می شود ضمن به کار بردن هر یک از فعل ها در جمله (از هر نوع یک جمله کافی است) سعی کند تعریفی برای آن از خود داشته باشد. راهنمایی درست معلم در این مرحله می تواند بسیار کار ساز باشد. می توان برای هدایت دانش آموزان به سوی تعریف درست از خط زمان استفاده کرد در پایان ضمن تشکر از دانش آموزان دبیر تعریفی از هر نوع ماضی را ارائه می کند.

 

 ارزشیابی :

در پایان از دانش آموزان یک بار دیگر خواسته می شود انواع ماضی را در جملاتی به کار ببرند یا از یک درس مشخص انواع ماضی را پیدا کنند و هر کدام را به طور کامل صرف نمایند.

 برای یادگیری بهتر دانش آموزان و ایجاد علاقه در آنان می توان شعر زیر را به آنان آموخت:

(زمان های اصلی فعل )

ماضی   یعنی  گذشته                                     گذشته ها ،     گذشته

حالا   یا  وقت   دیگر                                          مضارع     آید از در

آینده   هم   چو فردا                                         هنوز    نگشته    پیدا

( انواع ماضی )

ماضی،(( مطلق یا ساده ))                                از     قید وبند   آزاده

استمراری (( می )) داره                                     نقلی (( ام و ای)) داره

((است و ایم و اید و اند))                                    در        نقلی       متّفقند

التزامی     با           باشه                                   شک و تردید  همراشه

فعل بعید هم با (( بود ))                                      دوستت میشه خیلی زود

( انواع مضارع )

مضارع         اخباری                                           (( می )) داره خبر داری؟

التزامی   در    آغاز                                          یک (( ب)) داره ، ای همراز

( آینده یا مستقبل)

((خواه)) که میاد آینده است                               پر از امید و خنده است

                                     

هوش و خلاقیت

 
باهوش کیست؟            
کسی که دارای ادراک سریع  باشد و قدرت گیرایی قوی داشته باشد  باهوش نامیده می شود .

توجّه :

هوش ، ارثی نیست  امّا محیط و طبیعت در آن اثر بسیاری دارد .

خلّاق چه کسیست؟
کسانی را که در مواجهه با مشکلات ، ذهن خود را در قالب آن مشکل در می آورند  خلّا ق نامیده می شوند .
 
نکته ی مهم

ضریب همبستگی هوش و خلّا قیّت 20% است .

یعنی :

ممکن است کسی باهوش باشد ولی خلّاق نباشد  و بالعکس  

   

تقسیم بندی دانش آموزان بر اساس هوش و خلّاقیّت
۱ – هوش ( بالا )          خلّاقیّت (  کم  )
 2 - هوش ( کم )          خلّاقیّت (  بالا  )
3 -  هوش (بالا )          خلّاقیّت (  بالا  )
4 – هوش (کم  )          خلّاقیّت  (  کم  )
 
 ویژگی های دسته ی اوّل : هوش ( بالا )  خلّاقیّت( کم )
علاقه ی زیادی به فعّالیّت های آموزشی دارند .
معمولاً وسایل مرتّب و پاکیزه ای دارند .
در نزدیکترین جای ممکن به معلّم و تابلو می نشینند .
گیرایی بالایی دارند .
اگر سؤالی پرسیده شود ، ساکت می مانند تا بقیّه جواب بدهند سپس از مجموع پاسخ های داده شده پاسخ کاملی را ارائه داده و مورد تشویق قرار می گیرند .

توجّه : در صورت بی کار ماندن ، کار دست معلّم می دهند .

 
چگونه می توان خلّاقیّت این دسته را بالا برد ؟       
1- تا 12الی 14 سالگی ، به هیچ وجه از هوش آن ها تعریف نکنیم .
2 - به جای هوش ، رفتار آن ها را مورد تمجید قرار دهید .

 مثال : (( فلان کار را خوب انجام می دهد . ))

3 – به آن ها کار های عملی ، آزمایشگاهی و کارگاهی زیاد بدهید .

4 – به آنان مسائل ناتمام ، داستان های ناتمام ، پازل های ناتمام ، انشای ناتمام و... بدید تا آن را تمام کنند .

 توجّه :

این ها در نقطه ی شروع مشکل دارند . ( در حرکت )

استارت این گونه دانش آموزان باید توسط معلّم زده شود . 

ویژگی های دسته ی دوم : هوش ( کم )  خلّاقیّت ( بالا )
دیر مطلب را می گیرند.
خیلی کم متوجّه موضوعات درس می شوند .
علاقه ای به فعّالیّت های آموزشی و مدرسه ندارند .
دیر می آیند و دوست دارند زود بروند .
در ردیف آخر می نشینند .
دوست دارند کسی کار به کارشان نداشته باشد .
کلاس برای آن ها کسل کننده است .
معمولاً زود دست بالا می برند و چون پاسخ غلط می دهند ، بیشترین ظلم به این دسته می شود .
معمولاً ترک تحصیل میکنند و در بازار کار بسیار موفّق هستند .
اگر در آموزش و پرورش بمانند بهترین طراحان علوم و نابغه می شوند ولی...
 

دلیل عقب ماندگی ما  و آمار زیاد بزه کاری در جامعه :

راندن بچّه های دسته ی دوم ، از مدرسه می باشد.

بهترین راه کمک به این گروه چیست ؟
استفاده از خلّاقیّت آن ها برای پرورش هوششان

یعنی :

نقاط مثبت آن ها را پیدا کرده و از آن استفاده کنیم .

(( نقّاشی کشیدن ، حرف زدن ، کار دستی و ... هوش های چندگانه))

دسته ی سوم : هوش ( بالا )  خلّاقیّت ( بالا )
درک بالا و ذهن سیّالی دارند .

تمام کارهای دسته ی اوّل و دوم را باید برای دسته ی سوم انجام داد .

که در این صورت به سطح نوابغ می رسند .

دسته ی چهارم : هوش ( کم )   خلّاقیّت ( کم )
کودکان استثنایی و خاص هستند ، که به آموزش های ویژه نیاز دارند و متخصّصان باید با آن ها کار کنند .

یکی از مشکلات آموزشی امروز ما :

وجود دانش آموزان دسته ی چهارم در بین مدارس عادی می باشد .

 

 

تقویت کننده های مثبت و منفی

 

تقویت کننده چیست؟

هر عاملی که باعث رشد یا پیشرفت دانش آموز ( انسان ) در زمینه ی علمی ، اخلاقی ، رفتاری ، فرهنگی ، اجتماعی و ...بشود تقویت کننده نامیده می شود .

سؤال : آیا چیزی که باعث رشد شود می تواند جنبه ی منفی داشته باشد ؟

بله:

نمونه های زیر از تقویت کننده های منفی می باشد :

-تنبیه بدنی
-قرار دادن نمره منفی
- گرفتن تعهّد
-دعوت از اولیا به دلیل ناهنجاری فرزندشان به مدرسه
-اخراج موقّت از کلاس یا مدرسه
-و ....

آیا مایلید از تقویت کننده های مثبت به جای تقویت کننده های منفی استفاده کنید ؟
به شرطی که ما را در رساندن به اهدافمان بیش از پیش یاری کنند چرا که نه ؟

مقایسه ی چند نمونه از تقویت کننده های مثبت و منفی

مثال ۱ :مقرّرات کلاس
کدام یک از این دو راه حل را برای ساکت کردن دانش آموزان در کلاس بهتر می دانید ؟
الف ) نوشتن اسم دانش آموزان شلوغ کار روی تابلو و جریمه ی آن ها
ب ) نوشتن اسم دانش آموزان ساکت روی تابلو و تشویق آن ها  

اگر جوابمان گزینه ی ( ب )می باشد. چرا بر استفاده از روش (الف ) اصرار می کنیم ؟

 کمی فکر کنیم ...

مثال ۲ : بی اعتنایی نسبت به تکلیف
در یک کلاس سی نفره ، 28 نفر مشغول انجام تکالیف خود هستند و 2 نفر انجام نمی دهند .
کدام یک از راه های زیر احتمال مو فّقیِّت این دو دانش آموز را برای بازگشت به انجام تکالیف بالامی برد ؟ 
 

الف) ابراز نارضایتی از دانش آموزانی که تکالیف را انجام نمی دهند .

ب ) ستایش دانش آموزانی که تکالیفشان را انجام می دهند .

لطفاً بدون انجام و امتحان روش ، پاسخ قطعی ندهید 

در صورتی که پاسخ ما گزینه ی (ب ) است ، چرا همواره از روش ( الف ) استفاده می کنیم ؟

کمی بیندیشیم ... آیا همه ی مشکلات از دانش آموزان است ؟

مثال ۳ : یاددهی   یا   یادگیری

فرض کنیم در حوزه ی فنّاوری ، برنامه ای مثل (( واژه پرداز )) را می خواهیم آموزش دهیم .

کدام یک از روش های زیر را بهتر می پسندید ؟

الف) از ابتدا تا انتها ، جزء  به جزء   و   قدم به قدم   موارد را یاد بدهیم ؟

ب ) برنامه را کلّی معرّفی کرده ، چند نکته ی کلیدی را یادآوری کنیم و سپس از آنها بخواهیم نحوه ی استفاده از برنامه را تمرین کنند و آموخته های خود را به دوستان خود یاد بدهند ؟ 

جواب شما چیست ؟

 چرا اصرار داریم از روش (( الف )) استفاده کنیم ؟

آیا می دانید در روش دوم ، آهنگ یادگیری تحت کنترل فرد است که می تواند مطابق با نیازهای خود سریع یا آهسته حرکت کند ؟

بیایید بیشتر فکر کنیم ؟

مثال ۳ : انگیزش
در پایان آزمون ماهیانه و برای تصحیح برگه های آزمون :

  کدام  روش بهتر است ؟

الف ) معلّم برگه ها را تصحیح و پس از نمره گذاری ، اشتباهات دانش آموزان را تحلیل می کند.

ب ) معلّم از دانش آموزان می خواهد که اوراق خود را تصحیح کنند و در حین تصحیح سؤال ها را جداگانه مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد .  

آیا می دانید ...
روش ( ب ) بر پیشرفت فردی در یادگیری تأکید دارد و اهداف جدیدی را در دراز مدّت دنبال می کند ؟

وقت آن است کمی بیشترفکر کنیم
اولا:
چرا فکر می کنیم روش ما بهترین روش است .
و هیچ وقت نمی خواهیم روش های خود را عوض کنیم ؟
ثانیا:
با توجّه به تغییرات لحظه ای و سریع جهان کنونی وقت آن نشده که ما هم به عنوان معلّم ، برای یک بار هم که شده از روش های جدید استفاده کرده و در صورت نگرفتن نتیجه ی مطلوب به روش قدیمی خودمان پافشاری کنیم ؟

چند اصل  برای استفاده از تقویت کننده های مثبت

اصل اول

 از تقویت کننده مناسب استفاده کنید. تقویت کننده‌های مختلف بر افراد مختلف تاثیرات متفاوتی دارند. همچنین تاثیر یک تقویت کننده واحد بر یک فرد معین در شرایط مختلف متفاوت است. بنابراین لازم است در استفاده از تقویت کننده‌ها در شرایط گوناگون و با افراد مختلف این نکته به خوبی مورد توجه قرار گیرد.

اصل دوم
فوریت تقویت یک عامل مهم است. تقویت فوری اثر بخشی بیشتری از تقویت همراه با تاخیر دارد و گاه تقویتی که با تاخیر انجام شده هیچ فایده‌ای ندارد. معلم باید بلافاصله پس از انجام رفتار مطلب از سوی دانش آموزان آن رفتار را تقویت کند و فاصله بین تقویت و رفتار را به حداقل برساند.
 
اصل سوم
مقدار تقویت را توصیه می‌کند.  دانش آموزان اگر ببینند معلمی همیشه و در هر مورد با دلیل و بی‌دلیل همه را مورد تشویق و تمجید قرار می‌دهد رفتار تقویت کننده او نسبت به دانش آموزان اثر تقویتی‌اش را از دست می‌دهد بنابراین لازم است مقدار و میزان مناسب تقویت رعایت گردد.

اصل چهارم
توصیه می‌کند که از موقعیتها و تقویت کننده‌های تازه‌تر استفاده شود. افراد موقعیتهای جدید یادگیری و انجام فعالیتهای تازه را به موقعیتها و فعالیتهای تکراری ترجیح می‌دهند. بنابراین معلمان باید بکوشند تا در آموزش و افزایش رفتارهای مطلوب روشها و فنون گوناگون را بکار برند تا دانش آموزان مرتبا خود را در شرایط تقویتی حس کنند. همچنین بهتر است معلمان سعی کنند تا از روشهای تقویتی متنوع استفاده کنند و برای مدتی طولانی از یک تقویت کننده بطور تکراری استفاده نمایند.

توجّه
تقویت منفی نیز سبب افزایش رفتار می‌شود. تفاوت این روش با تقویت مثبت در آن است که در تقویت مثبت ارائه یک تقویت کننده مثبت مثل یک جایزه ، یک آفرین و ... رفتار مطلوب را نیرومند می‌سازد. در حالی که در تقویت منفی حذف یک عامل منفی یا فرار از آن منجر به نیرومندی رفتار می‌شود. نام دیگر تقویت کننده منفی محرک آزارنده است زیرا حضور آن در موقعیت موجب آزار فرد می‌شود و لذا حذف آن از موقعیت یا به تعویق افتادن آن سبب تقویت رفتاری از فرد می‌شود که به حذف یا به تعویق افتادن آن منجر شده است.

همچنین
تقویت منفی مانند تقویت مثبت از پدیده‌های معمولی زندگی روزانه است. کودکی که تازه راه رفتن را آموخته است اگر هنگام راه رفتن قدم اشتباهی بردارد زمین خواهد خورد و بخصوص از بدنش درد خواهد گرفت و بعد برای احتراز از زمین خوردن خواهد کوشید تا از انجام حرکت غلط جلوگیری به عمل آورد. در کلاس درس معلم ممکن است با تهدید کردن دانش آموز به گرفتن نمره کم و مردود شدن در امتحان آنها را به درس خواندن وا دارد و رفتار درس خواندن را در آنها تقویت کند.

اجرای این طرح با همکاری مسئول آموزشگاه وهمکاران باعث:
- درگیری فراگیر بامطالب درسی شده وعلاقمندی اورا نسبت به یادگیری مطالب توسط خودشان افزایش می دهد.
- همکاری بیشتر بین دانش آموزان برای جمع آوری مطالب
- علاقه مندی برای تدریس بارویکرد تربیتی توسط فراگیران
- تاثیررفتاری وعاطفی بر فراگیران
- جذابیت مطالب درسی برای فراگیران

سوالات فارسی سال سوم

سؤالات  ارزشیابی درس فارسی سال سوم راهنمایی

1 -   در کدام گزینه آرایه ی ((سجع)) وجود ندارد ؟

الف ) خداوندا  نه شناخت تو را توان ، نه ثنای تو را زبان.           ب )  سپاس باد یزدان دانا و توانا را

ج) بازرگانی را دیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل  بنده و خدمتکار .                     

      د ) شبی در جزیره ی کیش مرا به حجره ی خویش برد .

2 – (( نهاد)) در کدام گزینه غلط مشخّص شده است ؟ 

الف ) گشت غمناک ، دل و جان عقاب                               ب ) پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی

ج ) هم تمام شهیدان تو را می شناسند .                         د ) اینک ای خوب ، فصل غریبی سر آمد .

3 – کدام بیت ((ردیف)) ندارد ؟

الف ) میلاد گل و بهار جان آمد                               برخیز که عید می کشان آمد

ب ) چشمه های خروشان تو را می شناسند            موج های پریشان تو را می شناسند

ج) ابلهی اُشتری دید به چَرا                                    گفت نقشت همه کژ است چِرا

د ) نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد                 عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

4 -  شعری بیست بیت دارد و مصراع اوّل بیت اوّل آن با تمام مصراع های دوم هم قافیه است  . این شعر در چه قالبی سروده شده است ؟

الف ) قصیده                        ب) غزل                       ج) قطعه                       د ) گزینه ی (الف و ب )

5 –    حذف فعل در کدام گزینه با بقیه فرق دارد ؟

الف ) مصاحبت با خردمند ، گنج است و معاشرت با جاهل ، رنج               

 ب ) پادشاه ، باغبانی رادید ، مردی پیر و سالخورده

ج)  من با دیدن دوستم خوشحال شدم و خندان                            

 د ) خداوند دوستدار نیکوکاران است و راستگویان

6 -   آرایه های به کار رفته در کدام گزینه کامل تر ذکر شده است ؟

((در آسمان سینه ی من ابر بغض خفت                   صحرای دل بهانه ی باران گرفته است ))

الف ) تشبیه  ، تشخیص ، مراعات نظیر                                ب ) تشبیه ، تضاد ، تضمین

ج ) تشخیص ، مراعات نظیر ، تضاد                                       د ) تضمین ، مراعات نظیر ، ترادف

7 -  فعل کدام گزینه با بقیّه فرق دارد ؟

الف ) حضرت علی ( ع ) می فرماید .        ب ) حکیم یونانی در دو هزار و پانصد سال پیش نوشته است. 

ج ) فردوسی در شاهنامه می نویسد .                                        د ) سعدی در بوستان می گوید .

8 – کدام گزینه با بقیّه فرق دارد ؟

الف ) سیه –    سیاه              ب ) بیرون  -  برون       ج ) جاودان –   جاویدان          د ) درگه  -   درگاه

9- از نظر ((قالب شعری)) کدام گزینه با بقیّه فرق دارد ؟

الف ) شاهنامه ی فردوسی      ب ) دیوان حافظ    ج ) لیلی و مجنون                      د ) مثنوی مولوی

10 – کدام یک از ویژگی های یک متن جذّاب نیست ؟

الف ) آغاز نیکو          ب ) جملات کوتاه     ج ) پیوستگی و انسجام متن          د ) پایان بندی مناسب

11 -  در کدام گزینه ((نوع فعل)) غلط نوشته شده است ؟

الف ) رفته بودم ( ماضی بعید )                              ب ) دیده باشند ( ماضی التزامی )        

  ج) خورده است ( ماضی استمراری )                  د ) گفتیم ( ماضی ساده )

12 -  کدام یک از جملات غیر ساده با بقیّه فرق دارد؟

الف ) اگر درس بخوانی ، موفّق می شوی .                       ب ) ما تلاش می کنیم و موفّق می شویم .

ج) در صورتی که تلاش کنی ، موفّق می شوی .                 د ) به شرطی می رویم که او بیاید .

13 – کدام یک از اهداف اصلی(( نقد)) نمی باشد ؟

الف ) یافتن عیب ها و کاستی ها      ب ) بهبود گفتار        ج) اصلاح رفتار          د ) تصحیح نوشتار

14 – کدام یک از ویژگی های نثر کهن فارسی نیست ؟

الف ) جمله ها بسیار کوتاه است .                                         ب ) فعل ها در متن فراوانند .

ج ) تکرار فعل ها باعث زیبایی متن می شوند .       د ) با روح خواننده به راحتی ارتباط برقرار نمی کنند .

15 -  در کدام گزینه ((شبکه معنایی)) وجود دارد؟

الف ) آن چه بر روی زمین است از کوه ها و بیابان ها و نهرها و آن چه در میان آسمان و رپزمین است از میغ و باران و برف .

ب ) درخت و گل و شکوفه در بهاران تماشایی هستند .                                    

   ج) شمع و گل و پروانه همه جمعند  .                              د ) خورشید و ماه و انجم ولیل و نهار کرد . 

16 -  کدام گزینه از نظر ((شخص و شمار)) با بقیه فرق دارد ؟

الف ) می شنید                  ب ) می نَهید                  ج) می رَوید                        د) می بَرید

17- کدام گزینه از نظر ((شناسه)) با بقیه متفاوت است ؟

الف ) می آمد                     ب ) می آید                       ج) می دَوَد                          د ) می رَود

18 –  در کدام گزینه ((مفعول)) وجود ندارد ؟    

الف ) آنها درس می خوانند                                    ب ) لقمان را گفتند                   

 ج ) گهی اسرار قرآن باز گوید                                 د ) سلام رساندند

19 -  ترکیب در کدام گزینه ((مضاف و مضافٌ الیه)) است ؟

الف ) آب های چشمه ساران                           ب ) زمین های مزروع                 

  ج ) جمله های نغز                                         د ) مناطق گرمسیری

بسم الله در اشعار شاعران

بسم الله الرحمن الرحیم                   هست کلید در گنج حکیم                  ( نظامی )

بسم الله الرحمن الرحیم                   هست سر آغاز الف لام میم               ( محمود عیانی )

بسم الله الرحمن الرحیم                   ذکرکن ای دوست که باشی سلیم     ( محمود عیانی )

بسم الله الرحمن الرحیم                    باغ دل آدمیان را نسیم

بسم الله الرحمن الرحیم                    مصرع برجسته نثر قدیم

بسم الله الرحمن الرحیم                     غنچه سر بسته راز حکیم

بسم الله الرحمن الرحیم                    هست صلائی سر خوان کریم         ( جامی )

بسم الله الرحمن الرحیم                     اعظم اسمای علیم حکیم               ( جامی )

بسم الله الرحمن الرحیم                  هست نمک برسرخوان کریم          (معراج الدین واصف)

بسم الله الرحمن الرحیم                   آیت الطاف خدای کریم                     ( سید محمود آزاد )

بسم الله الرحمن الرحیم                     نص صحیح است وکلام حکیم          ( خوانساری )

بسم الله الرحمن الرحیم                     طائر فرخنده ی وحی قدیم              ( محب علی خان )

بسم الله الرحمن الرحیم                  کعبه ی جان و دل اهل نعیم             ( عبد الرئوف وحید )

بسم الله الرحمن الرحیم                      حرف نخست است ز نظم حکیم

اندکی درنگ

پریدن ، باور پرنده ی است که به پرواز می اندیشد وگرنه ، دلیل پرواز  ، پر نیست .

لذت آنچه را که امروز داری با آرزوی آنچه نداری خراب نکن ،اما بدان آنچه امروز داری دیروز در آرزویش بودی .

آدم های بزرگ به خودشان سخت می گیرند آدم های کوچک به دیگران.

انسانها بزرگ زاده نمی شوند ، بزرگ ساخته می شوند .

دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایست که دل می بندیم

کتاب کار املای فارسی دوره ی راهنمایی

احتراماْ به اطلاع دبیران محترم ادبیات دوره ی راهنمایی و دانش آموزان این مقطع می رساند کتاب کار و خود آزمون املای فارسی دوره ی راهنمایی توسط اینجانب طراحی گردیده است . این کتاب ها شامل ده ه ها سوال املایی می باشند که برای هر درس به طور جداگانه و از ده نمره طراحی شده که با ده نمره ی املای تقریری جمع می گردد . در این کتاب ها برای املای تقریری درس ها جای کافی قرار داده شده و دانش آموز نیازی به دفتر املا ندارد  . همچنین چهار آزمون تکمیلی نیز برای جبران کاستی های موجود در سوالات درس ها قرار داده شده که جایگزین تست های ماهانه می باشد . قیمت کتاب ها جلدی دو هزار تومان بوده که در صورت خرید کلی ده درصد تخفیف به آن تعلق می گیرد . برای تهیه ی کتاب می توانید به آدرس همدان خیابان میرزاده عشقی جنب خانه ی معلم  کتابفروشی نشر روزاندیش مراجعه فرمایید . تلفن فروشگاه : (۰۸۱۱۸۲۸۳۶۰۰ )   یا به شماره ۰۹۱۸۸۱۸۴۷۸۶ تماس بگیرید .

راه های تشخیص ترکیبات وصفی از اضافی

راه های تشخیص  ترکیبات از هم

در بین موصوف و صفت می توانیم حرف ی بیاوریم . مانند :گل زیبا که می توان گفت: گلی زیبا. در بین مضاف و مضاف الیه نمی توانیم ی بیاوریم . مانند : کفش ستاره؛در اینجا نمی توان گفت کفشی ستاره .

در بین مضاف و مضاف الیه می توان « این » و آن » اضافه کرد مانند : ساحل دریا:ساحل این دریا یا صاحب آن مغازه اما در بین صفت و موصوف نمی توانیم صفت اشاره « این » و « آن » اضافه کنیم .
مانند :گل زیبا که نمی توانیم بگوئیم: گل این زیبا یا گل آن زیبا

 اگر کسره صفت و موصوف را برداریم و فعل است را به آن اضافه کنیم جمله ای معنی دار ساخته می شود. مانند : مادر مهربان+ است که می شود مادر ,مهربان است. اما مضاف و مضاف الیه چنین نیست . مانند کیف سارا + است که می شود کیف, سارا است و جمله ما در این شکل درست نیست.

 همچنین اگر به صفت ، تر اضافه کنیم کلمه ی جدید معنی دار خواهد بود مانند : کوه بلند که اگر به آن تر اضافه کنیم میشود کوه بلند تر که معنی می دهد. درحالی که اگر تر به مضاف الیه بپیوندد ، معنی نخواهد داشت مانند درکلاس تر که معنی نمی دهد.

راه های جذب دانش آموزان به کلاس درس

راه های جذب دانش آموزان به کلاس درس                 

قسمت اول

آگاهی از رسالت خطیر معلمی ایجاب می کند که معلمان بیش از پیش به دنبال کسب راهبردهای موفقیت و بالابردن سطح اطلاعات شغلی خود باشند و تلاش روز افزون جهت جذب دانش آموزان در امر آموزش داشته باشند . باشد که این مجموعه راهگشای معلمان و دبیران گرامی قرار گیرد .

به طور کلی ریشه پیشرفت یک جامعه در توسعه فرهنگی و به کارگیری فنون صحیح تعلیم و تعلم نهفته است که بدون شک ، نیل به این اهداف مستلزم مدیریت صحیح کلاس معلمان و بهره برداری مفید توسط فراگیران و محصلین می باشد . باید کوشید تا با امکانات موجود دست کم بهترین راهکارها را برای رشد جامعه ارائه داد . یکی از این راهکارها بالا بردن سطح دانش فراگیران و متعاقباً حفظ دانسته های آنان است . کسب دانش مستلزم صرف وقت و انرژی فراوانی است و جامعه ای می تواند ترقّی کند که در آن دانش به طرزی صحیح منتقل شود و پس از انتقال نیز حفظ شود و حتی المقدور مرتب و به روز در آید . در امر آموزش راههایی برای جذب دانش آموزان وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره می گردد .

 

ایجاد علاقه :  درس را ساده و روان و قابل فهم برای دانش آموزان بیان کنیم

بنیه علمی معلم ، فن بیان ، طرز لباس پوشیدن ، رنگ لباس و لحن معلم ، نحوه حرکت دست و صورت ، ریتم ایستادن و حرکت معلم در کلاس در جلب نظر و توجه دانش آموزان بی تاثیر نیست .

 

طرح سوالاتی قبل از تدریس و اینکه در همان ابتدا توجه آنها را به این امر جلب کنیم که در پایان تدریس پاسخ این سوالات پرسیده می شود این امر هم باعث می شود که فراگیران به درس توجه عمیقی داشته باشند .

تشویق به جا و متناسب با روحیات و توان دانش آموز و اشاره به نکات مثبت اخلاقی و درسی فراگیران ، استفاده از تشویق های کلاسی ، تشویق های گروهی و در نظر گرفتن پاداش و جوایز مناسب 

سکوت علمی : به این معنا که دانش آموزان با تمام توان خود درگیر موضوع درسی شوند که این درگیر شدن در نهایت منجر به فهم مطلب ارائه شده شود این فرآیند در جذب دانش آموزان بسیار موثر خواهد بود .

تنوع در تدریسی : یکی دیگر ازراههای مهم جذب دانش آموزان عدم یکنواختی در تدریس می باشد . به این معنا که معلم باید از روش های مختلفی در تدریس خود استفاده کند .

ایجاد تعامل برای جلب توجه در امر آموزش : با استفاده از کارگروهی و حل معما انجام نمایش می توانیم باعث بهبود یادآوری مطالب و جذب بیشتر دانش آ موزان در امر آموزش شویم .

بازبرخورد سریع : اگر مطالبی به غلو جا افتاده اند می توان آنها را سریع تصحیح کرد که مرحله بعدی بر پایه غلط بنا نگردد .

امکان ارتباط با سایر یادگیرنده ها و معلم : که این امر از طریق گفتگو مباحثه (بحث و تبادل نظر) – امکان موقعیت های مناسب برای نقد منطقی مطالب بین فراگیران امر آموزش را برای دانش آ موزان بسیار جذاب می کند .

داشتن برنامه برای تدریس و تمام ساعات و دقایق آموزشی :  بی برنامگی معلم بچه ها را به سمت شلوغی و نوعی سردرگمی سوق می دهد .

جذاب کردن کلاس درس با استفاده از خود بچه ها ، نمایش کاردستی های آنها ، همراه تدریس با بازی و نمایش و قصه خوانی و ریتمیک کردن برخی مطالب مثل حفظ شعرها نیز در بهبود کیفیت آموزش بسیار موثر است .

توجه به آرامش و بهداشت روانی بچه ها : یادگیری در محیط شاد و آرام بهتر صورت می پذیرد و دانش آموزان با علاقه بیشتری سعی در یادگیری مطالب می نمایند .

استفاده از بازی و تفریح  در صورت امکان در تدریس :  با این روش بچه ها کمتر احساس خستگی کرده و با اشتیاق بیشتری یادگیری صورت می گیرد .

توجه معلم به روحیات و حالات دانش آموزان در حین تدریس : در صورت مشاهده خستگی و احساس یکنواختی می توان تغییری مثل تغییرفیزیکی فراگیران ، خواندن شعر و بیان خاطره کوتاه     و .... د رکلاس ایجاد نمود .

آموزش خوب گوش دادن – خوب دیدن – استفاده از همه حواس در درک و شناسایی هر موضوعی

شناسایی دانش آموزان از نظر موقعیت فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، خانواده ها ، سلامت اولیاء آنها و عدم ابتلاء هر یک از افراد خانواده به اعتیاد و یا بیمارهای غیرقابل علاج، کارکردن و در آمد زا بودن یا نبودن دانش آموز و ... در چگونگی برخورد با دانش آموزان بسیار موثر است که اگر این برخورد صحیح صورت بگیرد قطعاً در امر آموزش موثر است .

ایجاد فرصتهایی برای بالابردن اعتماد به نفس فراگیران مثلاً برگزاری نمایشگاهی از کارهای دانش آموزان ، یا گوشزد کردن استعدادهای فراگیران با استفاده از دانش آموزان برای تفهیم مطالب و توضیح در مورد مطلب ارائه شده به سایر دانش آموزان گاه توضیح برخی از  دانش آموزان بهتر از ما می تواند مطلب را به دانش آموزان ضعیف تفهیم نماید .

ارائه تکالیف متنوع در جذب دانش آموزان بسیار موثر است .

برقراری ارتباط مناسب با دانش آموزان : که این امر نیاز به مقدماتی دارد که اگر فراهم نشود ازتباط میان معلم دانش آموزان می ماند و کلام آن طوی که باید بر ذهن و جان دانش آموز تاثیر نمی گذارد .

چیدمان کلاس و فضا سازی مناسب نیز بخشی از نیاز دانش آموزاست . فضای درس با چیدمان میزها و صندلی ها ، نیمکت ها ، تخته سیاه ، قفسه کتابها و تجهیزات کمک آموزشی است که فضا را برای آموزش فراهم می کند و دیگر ارتباط مناسب آموزگار با دانش آموزان را می توان نام برد که ارتباط صمیمی و دوستانه باعث می شود دانش آموزان با علاقه و مناسب و سرعت بیشتری را بیاموزند .

نحوه صحیح ارتباط با والدین دانش آموزان و توجیه آنها در ایجاد محیطی مناسب برای فرزندانشان که طیب خاطر به امر آموزش بپردازند .

هرقدر آموزش از حالت خشک و رسمی خارج شود و تدریس به سمت دانش آموز محوری برود فرآیند آموزش خوشایندتر و دلپذیرتر می گردد و خود به خود دانش آموزان جذب محتوای کتابها می گردند ، میزان فعالیت آنها بیشتر شده و یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می گردد .

استفاده از انتقال مثبت : به این معنا که اگر موضوعی آموختن موضوع دیگری را آسان می کند یا زمان یادگیری را کاهش می دهد ابتدا آن موضع را مطرح می نمائیم .

رفتارهای آفریننده و خلاق را برای بچه ها سر مشق قرارداده و تشویق نمائیم .

به تفاوتهای فردی دانش آموزان توجه گردد .

تجارب دانش آموزان را به موقعیت های خاص محدود نکینم از آنها کارهای تازه بخواهیم .

معلومات و فنون جدید را با آموخته های قبلی پیوند دهیم .

فرصتهایی برای خودآموزی و استفاده از یادگیری اکتشافی برای دانش آموزان فراهم کنیم . به راه حلهایی تازه و اندیشه های غیرمعقول احترام بگذاریم .

همیشه با جدیت برخورد نکنیم ، اگر بچه ای عذری داشت برای اولین بار بپذیریم .

تکالیف کافی، متنوع ، پر محتوا به دانش آموزان بدهیم .

استفاده از کارتهای امتیازی در کلاس با این روش بین دانش آموزان رقابت مثبت و سازنده ایجاد می شود که این مسئله هم می تواند تاثیر به سزایی در جذب دانش آموزان داشته باشد. البته این مسئله ( کارتهای امتیازی ) باید ادامه دار و جدی باشد تا دانش آموزان با جدیت و پشتکار بیشتری تلاش نمایند .

گروه بندی دانش آموزان : این شیوه که هر هفته سرگروهها عوض شوند و حتی دانش آموزان متوسط و ضعیف هم امکان سرگروه شدن داشته باشند که این مسئله باعث جذب دانش آموزان ضعیف و ایجاد روحیه ی تلاش در آنها می گردد .

بعضی از دروس را در صورت امکان به صورت شعر بخوانند مثلاً جدول ضرب را می توان با این شیوه خیلی سریع به دانش آموزان آموزش داد .

استفاده از فلش کارتها : به طور مثال در درس فارسی می توان از بچه ها خواست که روی مقواهای رنگی لغت ها را بنویسند و در جای دیگر معنی ها و هم خانواده ها را .از دانش آموزان بخواهیم معنی ها و هم خانواده ها را پیدا کنند .

فن بیان و قدرت نفوذ کلام معلم: هم یکی دیگر از عوامل موثر در جذب دانش آموزان است

قالب های شعری

مثنوی :

شعری است که اولا ، تمام ابیاتش مصرّع است ،یعنی ،در مصرع اول و دوم تمامی بیت ها قافیه وجود دارد ، ثانیا ، قافیه ی هر بیتی مستقل است و با بقیه ی بیت ها ی دیگر تفاوت دارد . از این رو ، هر تعداد که بخواهیم ، قافیه برای ادبیات پیدا می شود ، زیرا کلمات قافیه عوض می شوند و بدین ترتیب ، هیچ گونه کمبود قافیه پیش نمی آید و می توان هزاران بیت شعر سرود و حتی اشکالی ندارد که قافیه اشکالی ندارد که قافیه های یک بیت را پس از چند بیت بعد ، دوباره به کار ببریم . به همین دلیل ، داستان ها ، حماسه ها و اغلب مطالب طولانی به صورت مثنوی سروده شده است .حداقل مثنوی 2 بیت است ، اما حداکثر آن هیچ محدودیتی ندارد .

- حماسه ها : شاهنامه ی فردوسی ، گر شاسپ نامه ی اسدی توسی

- داستانهای عاشقانه یا عارفانه : خمسه یا پنج گنج نظامی گنجوی . هفت اورنگ جامی .

کتابهای تعلیمی عرفانی و اخلاقی : حدیقة الحقیقه ی سنایی ، گلشن راز شبستری ، مثنوی مولوی ، اسرار نامه ، الهی نامه ، منطق الطیر و مصیبت نامه عطار، و بوستان سعدی.

غزل :

در لغت به معنی عشق بازی و گفتن سخن عاشقانه است 0غزل های اولیه ی زبان فارسی تا حدود قرن هشتم از لحاظ موضوع هم عاشقانه بود ، اما از آن پس ، موضوعات مختلف به محدوده ی غزل وارد شد ، چنان که در دوران معاصر، موضوعات سیاسی هم در حدی وسیع در غزل راه یافته است . قافیه ی غزل تا حد وسیع در غزل راه یافته است . امروزه غزل و قصیده ، تفاوت مهمی جز در تعداد بیت ندارند . در مورد تعداد ابیات غزل ، نظریات متفاوتی وجود دارد ،ولی بیشتر تعداد ابیات بین پنج تا پانزده بیت را با وضع قافیه ای که گفتیم ،غزل دانسته اند و از 16 بیت به بالا را قصیده می شمارند البته غزل های بیش از 15 بیت هم گاه گاهی دیده می شود ، اما شکل معمول آن بین 5 تا 15 بیت است . در غزل ، رعایت یک موضوع خاص و واحد ، شرط نیست ؛ یعنی ، می توان در یک غزل ، چند نکته ی جداگانه را مطرح کرد .

در مورد غزل نمی توان استاد واحدی را به عنوان بهترین نام برد ، اما می توانیم چند نفر را در هر مسیر به عنوان برگزیده نام برد .

جلال الدین محمد مولوی = غزل کاملا عارفانه    شمس الدین محمد حافظ = غزل عرفانی ، اجتماعی

شیخ مصلح الدین سعدی = غزل عاشقانه            صائب تبریزی = غزل به شیوه ی سبک هندی

فرخی یزدی = غزل اجتماعی – سیاسی

 قصیده :

 شعری است که از لحاظ شکل و قافیه مانند غزل ؛ یعنی ،قافیه ها در مصراع اول و مصراع های زوج می آید و در آن معمولا یک قصد معین ، یعنی ، یک موضوع واحد محور سخن قرار می گیرد و از این جهت با غزل تفاوت دارد ، چون در غزل ،موضوع واحد ، شرط نیست . تفاوت قطعی غزل با قصیده در ابیات آن هاست ، زیرا غزل بین 5 تا 15 بیت است ، اما قصیده ، حد اقل شانزده بیت است و حد اکثر آن آزاد است . و تا بیش از 220 در قصاید خاقانی دیده می شود .بدیهی است که در باره ی شماره ی ابیات قصیده ، نظریات دیگری نیز وجود دارد ، اما امروزه بهترین راه شناخت قصیده نسبت به غزل ، شماره ی ابیات آن است که اگر از 16 بگذرد ، قصیده است.

 

سرایندگان قصیده :

قرن 4  رودکی  =قرن 5 ناصر خسرو-  قرن 6 انوری ابیوردی ، خاقانی شروانی ، سید حسن غزنوی و سنایی غزنوی - قرن 7 سعدی

دوره ی معاصر= ملک الشعرا ، محمد تقی بهار

قطعه :

 شعری است که هیچ یک از ابیاتش مصَرّع نیست ؛ یعنی، قافیه هایش فقط در مصراع های زوج قرار دارد .نام قطعه را به این سبب به این نوع شعر داده اند که گویی قطعه ای از غزل یا قصیده را از میان آن بریده باشند ، چون قافیه غزل و قصیده فقط در آخر بیت هاست مگر نخستین که هر دو بیت هایش دارای قافیه است .

حداقل ابیات آن 2 بیت است اما حداکثر آن مشخص نشده است ؛ معمولا حد اکثر قافیه زیاد نیست.در قطعه ، غالبا موضوعات اخلاقی و اجتماعی مطرح میشود .

سرایندگان قطعه :

ابن یمن فریومدی در قر ن8 بهترین سراینده ی قطعه شناخته شده است و سپس به ترتیب انوری ابیوردی قرن 6 و پروین اعتصامی (معاصر) جای دارند .

چهار پاره :

از جهت شکل ظاهری ، یک چهار پاره ، ترکیبی است از چندین قسمت که هر کدام دو بیت باشند با وزن یکسان و در هر بخش از جهت شکل قافیه ، کاملا شبیه یک قطعه باشد ، یعنی ، قافیه هایش فقط در آخر بیتها قرار می گیرد و قافیه ی هر دو بیت مستقل و با بقیه ی دو بیت ها تفاوت دارد . تنها تفاوت یک چهار پاره با مجموعه ای از چندین قطعه دارای دو بیت ، در این است که دو بیت های چهار پاره از جهت موضوع ، به هم مربوط و در دنباله یکدیگر هستند ، اما هر قطعه باید موضوعی مستقل داشته باشد 0 چهار پاره در دوران معاصر ابداع شده است و محدودیتی در تعداد دو بیت ندارد .

 رباعی و دو بیتی :

 این دو نوع شعر از جهت شکل ظاهر ، شباهت های بسیاری با هم دارند . قافیه های هر دو در مصراع های 1،2و 4 قرار دارد و در مصراع سوم ، بسته به اختیار شاعر است ؛ یعنی، حق دارد که قافیه را در هر چهار مصرع هم رعایت کند . در هر رباعی یا دو بیتی ، یک موضوع کاملا مستقل مطرح می شود . تنها تفاوت رباعی و دوبیتی در این است که رباعی با هجای بلند و دوبیتی با هجای کوتاه شروع می شود .

آرایه های ادبی

آرایه های ادبی

تشبيه :

يكي از آرايه هاي ادبي كه كاربرد بسياري دارد و باعث جذابيت هر چه بيشتر نوشته (نظم و نثر) مي شود تشبيه است كه شاعر يا نويسنده در خيال خود به دليل شباهتي كه بين دو پديده باشد، آن دو را با يكديگر تشبيه كند . هر تشبيه از چهار ركن اصلي تشكيل مي شود كه عبارتند از:

1-   مشبه : آن است كه به دليل شباهت با يك پديده ديگر آنها را با هم مانند مي كنيم .

2-   مشبه به : آن است كه به دليل شباهتي كه با مشبه دارد ، مشبه را به آن مانند كرده اند .

3-  وجه شبه : شباهتي ميان مشبه و مشبه به وجود دارد و باعث شده آن دو را به يكديگر تشبيه كنند وجه شبه ناميده مي شود .

4-  ادات تشبيه : زماني كه مي خواهيم مشبه را به مشبه به مانند كنيم كلماتي از قبيل مثل ، مانند، همچون ، همچو و ... استفاده مي كنيم كه به اين واژه ها ادات تشبيه مي گوييم .

دانا چو طبله عطار است خاموش و هنر نماي

دانا =  مشبه       چو = ادات       طبله عطار = مشبه به                  خاموش و هنر نماي = وجه شبه

در عبارت ياد شده انسان دانا (مشبه) به دليل خاموش و هنر نماي («وجه شبه» ويژگي مشتركي كه با هم دارند) به طلبه عطار (مشبه به) مانند شده است كه براي تشبيه كردن از واژه «چو» (ادات تشبيه) استفاده كرده است .

نكته : گاهي به هنگام تشبيه كردن دو پديده ، ادات تشبيه و وجه شبه توسط شاعر يا نويسنده بيان نمي شود و تنها مشبه و مشبه به بيان مي شوند كه در اين حالت آن را تشبيه بليغ يا اضافه تشبيهی مي‌گوييم .

باران رحمت بي حسابش همه را رسيده

باران = مشبه به              رحمت = مشبه

در عبارت ياد شده رحمت خداوند (مشبه) به باران (مشبه به) تشبيه شده است .

گرچه ز شراب عشق مستم                                عاشق تر از اين كنم كه هستم

شراب = مشبه به            عشق = مشبه

در بيت ياد شده عشق (مشبه) به شراب (مشبه به) مانند شده و به اين گونه تركيب ها اضافه تشبيهي يا تشبيه بليغ مي گويند .

 

تشبيه مفرد و تشبيه مركب : تشبيه مفرد آن است كه شاعر يك مشبه را به يك مشبه به مانند كرده باشد . مانند

لبت تا در لطافت لاله سيراب را ماند                              دلم در بي قراري چشمه سيماب را ماند

لبت = مشبه       لطافت = وجه شبه         لاله سيراب = مشبه به                ماند = ادات

دلم = مشبه       بي قراري = وجه شبه    چشمه سيماب = مشبه به            ماند = ادات

در بيت ياد شده در هر مصراع يك تشبيه به كار رفته است كه در هر تشبيه يك مشبه به يك مشبه به مانند شده است .

در تشبيه مركب شاعر با هنرمندي تمام يك مجموعه را به يك مجموعه ديگر مانند مي كند و رابطه شباهت تا زماني وجود دارد كه شرايطي را كه شاعر بيان مي كند برقرار باشد .

مثال 1 :             آن شاخه هاي نارنج اندر ميان ابر                     چون پاره هاي اخگر اندر ميان دود

آن شاخه هاي نارنج اندر ميان ابر = مشبه ، چون = ادات ، پاره هاي اخگر اندر ميان دود = مشبه به

در بيت ياد شده شاعر شاخه هاي نارنجي را كه در ميان ابر قرار گرفته اند (فقط در همين حالت) به پاره هاي اخگر كه در ميان دود مي درخشند مانند كرده است . يعني شاخه هاي نارنج به تنهايي به پاره هاي اخگر ميان دود مانند نيست يا شاخه هاي نارنج ميان ابر به پاره هاي اخگر مانند نيست بلكه به پاره هاي اخگر كه ميان دود باشند مانند است .

مثال 2 :             ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف           آفتابي است كه در پيش سحابي دارد

ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف =  مشبه ، آفتابي است كه در پيش سحابي دارد = مشبه به

مصراع اول يك مجموعه است صورت معشوق هنگامي كه در پشت موهاي او قرار مي گيرد نه در هر حالتي (به شرطي كه چهره معشوق در پناه موهاي او باشد) به آفتابي مانند شده كه در پس ابر باشد نه هر آفتابي .

استعاره :

يكي ديگر از آرايه هاي زيباي ادبي كه ميزان تاثير آن بر خواننده بيشتر از تشبيه است و ارزش ادبي بالايي نسبت به تشبيه دارد استعاره است . گفتيم در تشبيه گوينده دو پديده را به يكديگر مانند مي كند ولي در استعاره گوينده بين مشبه و مشبه به ادعاي يكساني مي كند يعني در اصل استعاره همان تشبيه است كه شاعر يا نويسنده از اركان تشبيه فقط مشبه به را بيان مي كند و ما با توجه به عبارتي كه مشبه به در آن به كار رفته است درك مي كنيم كه اين واژه در معني خود به كار نرفته و استعاره است .

مرا در خانه سروي هست كه اندر سايه قدش                 فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم

سروي = استعاره از معشوق

در بيت ياد شده با توجه به واژه خانه كه در بيت آمده و ديگر موارد درك مي كنيم كه منظور از سرو ، يك سرو واقعي نيست و واژه سرو در معني اصلي خود به كار نرفته است بلكه شاعر در خانه چيزي دارد كه آن را با سرو شبيه يكديگر دانسته و به جاي اينكه مشبه و مشبه به را بيان كند تنها مشبه به را آورده كه به اين مشبه به تنها استعاره مي گوييم . بنابراين سروي كه در خانه شاعر است استعاره از معشوق خوش اندام او است .

مثال دوم           مرا برف باريد بر پر زاغ             نشايد چو بلبل تماشاي باغ

برف = استعاره از سفيد شدن مو                        پر زاغ = استعاره از موهاي سياه

در بيت ياد شده شاعر مي گويد بر پر زاغ من برف باريده در يك نگاه در مي يابيم كه دو واژه برف و پر زاغ در معني واقعي خود به كار نرفته است بلكه منظور از برف و سفيد شدن موها و پر زاغ موهاي سياه است كه به يكديگر تشبيه شده اند اما از اركان تشبيه تنها مشبه به را ‌آورده است  كه به آن استعاره مي گوييم .

مجاز :

 اگر شاعر يا نويسنده در نوشته يا شعر خود واژه اي را به كار ببرد كه آن واژه در معني واقعي خود به كار نرفته باشد به آن كلمه مجاز مي گوييم بنابراين يك كلمه كه در نوشته اي به كار مي رود يا معني واقعي خود را دارد كه به آن حقيقت گويند يا اينكه با توجه به كلمه هاي ديگر عبارت يا شعر در مي يابيم كه واژه مورد نظر در معني واقعي خود به كار نرفته كه به آن مجاز مي گويند .

مثال يك :                    برآشفت ايران و برخاست گرد             همي هر كسي كرد ساز نبرد

ايران = مجاز از مردم ايران

در بيت ياد شده شاعر ادعا كرده كه ايران برآشفت اما با اندكي انديشه در مي يابيم كه ايران نمي‌تواند برآشوبد پس منظور از ايران مردم ايران است بنابراين در مي يابيم كه «ايران» در معني حقيقي خود به كار نرفته و مجاز از مردم ايران مي باشد .

مثال دو :           سپيد شد چو درخت شكوفه دار سرم           وزين درخت همين ميوه غم است برم

سرم = مجاز از موي سر

در بيت ياد شده شاعر مي گويد سرم مانند درخت شكوفه دار سپيد شده اما آنچه مسلم است اين است كه سر سپيد نمي شود بلكه در اصل موي سر است كه سپيد مي شود بنابراين سر مجاز از موي سر است .

نكته مهم : دانش آموزان گرامي بدانند كه گفتيم هر كلمه كه در معني حقيقي خود به كار نرفته باشد مجاز است در ضمن بين كلمه و معني حقيقي كه آن كلمه بدان معني به كار رفته است هميشه رابطه اي وجود دارد مثلاً در بيت بالا سر محل روييدن مو است و به جاي اينكه بگويد موي سرم سر را آورده است .

نكته دوم : با توجه به توضيحي كه در نكته 1 گفتيم استعاره نيز نوعي مجاز است چون واژه اي كه به عنوان استعاره آمده است در معني غير واقعي خود به كار رفته است . اما چون رابطه اي بين اين گونه واژه ها با معني حقيقي آن بر اساس شباهت است به آن مجاز نمي گوييم و استعاره ناميده مي شود .

كنايه :

كنايه عبارت است از پوشيده سخن گفتن يعني عبارتي است كه در معني ظاهري خود به كار مي رود آنچه از كنايه برداشت مي شود  معني ظاهري آن نيست بلكه مفهوم ديگري است كه هدف اصلي نويسنده است و خواننده با توجه به جايگاه عبارت آن را درك مي كند . كنايه هم مانند آرايه هاي ياد شده در شعر و نثر كاربرد دارد و در زندگي روزانه ما نيز به كار برده مي شود به عبارتهاي زير توجه كنيد .

1-   پايت را از گليمت بيشتر دراز كرده اي

2-   فلاني از ريش سفيدان محل است

هر كدام از اين عبارات به مفهوم كنايه اي دارد عبارت 1- كنايه از تجاوز كردن از حد خود است و در عبارت شماره 2 ريش سفيد بودن كنايه از بزرگ بودن مي باشد . به بيت زير توجه كنيد .

هنوز از دهن بوي شير آيدش                            همي را شمشير و تير آيدش

بوي شير از دهن كسي آمدن كنايه از خردسال بودن او است .

واج آرايي :

 اگر شاعر يا نويسنده در عبارتي كه مي گويد يا بيت شعري كه مي سرايد يك واج را تكرار كند (صامت يا مصوت) به گونه اي كه بر زيبايي و موسيقي دروني شعر و جذابيت آن بيفزايد اين كار را واج آرايي گويند .

اگر واج آرايي حاصل از تكرار يك صامت باشد تاثير و ارزش موسيقي آن از تكرار مصوت بيشتر است . گاهي تكرار يك واج و كاربرد آرايه واج آرايي يك حالت يا عملي را در ذهن خواننده تداعي مي كند كه در اين حالت بسيار هنري تر مي باشد .

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است                        باد خنك از جانب خوارزم وزان است

در بيت ياد شده تكرار واج خ و ز خرد شدن برگ هاي خشك و صداي خش خش آن را در فصل پاييز (خزان) در ذهن خواننده تداعي مي كند .

جناس :

جناس يعني هم جنس بودن دو كلمه . جناس در اصطلاح ادبيات آن است كه شاعر يا نويسنده در شعر و نوشته خود كلماتي را كه از نظر نوشتار و تلفظ يكسان هستند اما معني آنها با يكديگر متفاوت است به كار برد و با اين كار بر زيبايي نوشته يا شعرش بيفزايد . در اين حالت كه دو واژه هم از نظر نوشتار و هم از نظر گفتار يكسان هستند ولي در معني با يكديگر تفاوت دارند به آن جناس كامل گويند .

برادر كه در بند خويش است نه برادر نه خويش است

واژه خويش بار اول به معني خود (به عنوان ضمير) و بار دوم  به معني خويشاوند و فاميل به كار رفته است كه با هم جناس كامل دارند .

گاهي دو يا چند واژه كه با يكديگر جناس دارند فقط در يك واج با يكديگر اختلاف دارند كه به اين حالت جناس ناقص گويند .

گرم باز آمدي محبوب سيم اندام سنگين دل

گُل از خارم برآوردي و خار از پاي و پاي از گِل

دو واژه گُل و گِل در واج    ُ  و   ِ  اختلاف دارند كه به آن جناس ناقص گويند . (اختلاف در حركت) .

بدان گه كه خيزد خروش خروس زورگاه برخاست آواي كوس

دو واژه خروش و خروس در يك حرف اختلاف دارند كه به آن جناس ناقص گويند .

نكته : ناگفته نماند كه هر كدام از جناس هاي ناقص عنوان هاي ويژه اي دارد (ناقص حركتي – ناقص اختلافي و ...) كه براي دانش آموزان رشته تجربي و رياضي نياز به يادگيري آن نيست .

سجع :

 دانش آموزان گرامي بدانند كه آرايه سجع بيشتر در نثر به كار مي رود و گاهي در شعر نيز ديده مي شود . سجع آن است كه نويسنده در پايان جمله هاي نوشته خود واژه هايي را به كار ببرد كه در واج يا واج هاي پاياني يا وزن يا هر دوي ‌آنها يكسان باشند .

مثال يك :        نيكبخت آنكه خورد و كشت و بدبخت آن كه مرد و هشت

در عبارت بالا دو واژه خورد و مرد هم از نظر وزن و هم از نظر واج پاياني با هم يكسان هستند كه به اين نوع سجع ، سجع متوازي گويند .

مثال دوم :         «آن كه بر دينار دسترس ندارد در همه دنيا كس ندارد»             «سعدي»

در عبارت بالا دو واژه دسترس و كس از نظر واج پاياني با هم يكسان هستند كه به اين نوع سجع ، سجع مطرف گويند .

مثال سوم :        ملك بي دين باطل است و دين بي ملك ضايع «كليله و دمنه»‌

در عبارت بالا دو واژه باطل و ضايع تنها از نظر وزن با يكديگر يكسان هستند كه به اين نوع سجع ، سجع متوازن گويند .

ارزشمندترين نوع سجع سجع متوازي و كم ارزش ترين سجع سجع متوازن است .

به نثري كه آرايه سجع در آن به كار رفته است نثر مسجع گويند .

 

ترصيع :

اگر در دو جمله يا دو مصراع شعر سجع هاي متوازي در مقابل يكديگر به كار رفته باشند به اين كاربرد ترصيع گويند .

برگ بي برگي بود ما را نوال                            مرگ بي مرگي بود ما را حلال             «مو لوي»

در بيت بالا ، «برگ ، مرگ / بي برگي ، بي مرگي / نوال و حلال / با يكديگر سجع متوازي دارند كه به اين آرايه ترصيع گويند .

موازنه :‌

 اگر سجع هايي كه در يك بيت شعر (دو مصراع) يا دو جمله در تقابل با هم هستند به صورت متوازن يا مطرف باشند به آن موازنه گويند .

جان بخشي يا تشخيص :

 جان بخشي يا تشخيص كه به آن استعاره مكنيه نيز مي گويند آن است كه شاعر يا نويسنده در شعر يا نوشته خود پديده اي را به انسان تشبيه كند ولي انسان را كه مشبه به است ذكر نكند بلكه يكي از اجزاي آن كاري را كه مربوط به انسان است به آن پديده نسبت دهد . به عبارت ديگر اگر پديده اي بي جان را مانند انسان در نظر بگيرد و به آن شخصيت انساني بدهد به آن جان بخشي گويند .

مثال يك : آسمان تعطيل است / بادها بي كارند / ابرها خشك و خيس / هق هق گريه خود را خوردند .                       «امين پور»

در شعر بالا تعطيل بودن آسمان و بي كاري به بادها نسبت داده شده كه هر دو مورد مربوط به انسان است .

و در ادامه ابر «هق هق گريه خود را مي خورد» كه شاعر آسمان ، باد و ابر را همچون انسان در نظر گرفته است .

مراعات النظير :

اگر شاعر يا نويسنده در شعر يا نوشته خود مجموعه اي از واژه هايي را كه به طريقي با يكديگر در ارتباط هستند (از نظر مكان ، زمان ، جنس ، كاربرد ، نوع و ....) به اين كاربرد آرايه مراعات النظير مي گويند . مراعات النظير بيشترين كاربرد را در شعر و نثر فارسي دارد و باعث تكاپوي ذهن خواننده و تاثيرگذاري بيشتر عبارت مي شود .

مثال يك : مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو      يادم از كشته خود آمد و هنگام درو       «حافظ»

در بيت بالا واژه هاي مزرع ، سبز ، ‌داس ،‌كشته و درو با يكديگر در ارتباط هستند كه به آن مراعات النظير مي گويند . البته بيت آرايه هاي ديگري نيز دارد .

لف و نشر :

اگر شاعر يا نويسنده در قسمتي از شعر يا نوشته خود چند واژه را بياورد و در قسمت بعد در مورد هر كدام توضيحي ارائه كند به اين كار لف و نشر مي گويند . البته بسته به نظم عبارت ها در بخش اول كلام و توضيح در مورد هر يك در بخش بعدي كلام . لف و نشرها به دو نوع مركب و مشوش تقسيم مي شوند كه در مثال ها اشاره خواهد شد .

مثال يك : فرو رفت و بر رفت روز نبرد             به ماهي نم خون و بر ماه گرد   «فردوسي»

در بيت بالا شاعر در مصراع اول دو مطلب را ياد كرده است يكي فرو رفت و بر رفت و بعد در مصراع دوم براي هر كدام توضيح داده است يعني فرو رفت نم خون و بر رفت گرد كه به اين كار لف و نشر ناميده مي شود و چون براي هر كدام از موارد مصراع اول در مصراع دوم به همان ترتيب توضيح داده است آن را لف و نشر مرتب مي گويند .

مثال دو :           آن نه زلف است و  بناگوش كه روز است و شب است

و آن نه بالاي صنوبر كه درخت رطب است .   «سعدي»

در مصراع اول بيت بالا شاعر ابتدا زلف و بناگوش را آورده است و در ادامه به صورت نامرتب بناگوش را از جهت سفيدي روز ناميده و زلف را از جهت سياهي شب ناميده است . به اين لف و نشر لف و نشر مشوش (نامرتب) گويند .

حسن تعليل :

 گاهي شاعر يا نويسنده در نوشته خود ادعايي را بيان مي كند و سپس براي اين ادعاي خود يك علت و دليل مي آورد كه اين كار بر پايه تشبيه است . به اين كار حسن تعليل مي‌گويند .

مثال يك : رسم بد عهدي ايام چو ديد ابر بهار      گريه اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد   ‌«حافظ»

در بيت بالا شاعر باريدن ابر در فصل بهار را كه با جان بخشي نيز همراه كرده است اين گونه بيان مي كند كه ابر بهاري رسم بد عهدي روزگار را ديده به همين دليل به حال سمن ،‌ سنبل و نسرين مي گريد .

مثال دو :           بنالد جامه چون از هم بدري            بگريد رز چو شاخ او ببري     «فخرالدين اسعد»

شاعر در بيت بالا صدايي را كه هنگام پاره شدن پارچه يا لباس ايجاد مي شود اين گونه عنوان مي‌كند كه به دليل اينكه لباس يا پارچه را پاره كنيم مي نالد (يعني آن صدا ناله لباس است)

در مصراع دوم نيز آبي را كه به هنگام بريدن شاخه هاي بوته انگور از محل برش مي ريزد اين گونه عنوان مي كند كه بوته انگور به دليل اينكه آن را بريده اند اشك مي ريزد .

تلميح :

 تلميح يعني اشاره كردن و در اصطلاح ادبيات آن است كه شاعر يا نويسنده در شعر يا نوشته خود به داستاني ، حكايتي ، بيت شعر معروفي ، آيه يا حديثي و يا هر موضوع ديگري اشاره كند .

مثال يك : بيستون كندن فرهاد نه كاريست شگفت        شور شيرين به سر هر كه فتد كوه كن است

«هماي شيرازي»

در بيت بالا شاعر در شعر خود به موضوع داستان شيرين و فرهاد و كوه كندن فرهاد اشاره كرده است .

ايهام :

 آن است كه شاعر يا نويسنده در شعر يا نوشته خود واژه اي را به كار ببرد كه حداقل آن واژه در آن عبارت دو معني داشته باشد و به هر دو معني به كار رود معمولاً يكي از اين معني ها نزديك و يكي دور از ذهن خواننده است كه خواننده بايد با تلاش ذهني آن را درك كند .

ميان گريه مي خندم كه چون شمع اندرين مجلس   زبان آتشينم است ليكن در نمي گيرد   «حافظ»

در بيت بالا شاعر عبارت در نمي گيرد را به كار برده است كه دو معني از آن برداشت مي شود يكي به معني تاثير نمي گذارد و ديگري به معني روشن نمي شود (نگرفتن به معني روشن نشدن) .

حس آميزي :

 در وجود هر انساني حواس پنجگانه براي درك پديده هاي اطراف آفريده شده است و هر پديده اي با يكي از حواس پنجگانه انسان درك مي شود . مثلا صدا مربوط به حس شنوايي و بو مربوط به حس بويايي و .... اگر شاعر يا نويسنده با مهارت پديده اي را كه مربوط به يكي از حواس پنجگانه است به حس ديگري ارتباط بدهد به اين كار حس آميزي مي گويند .

مثال :    از صداي سخن عشق نديدم خوش تر         يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند    «حافظ»

صدا مربوط به حس شنوايي است و شاعر آن را به حس بينايي ارتباط داده است كه به اين كار حس آميزي مي گويند .

اغراق :

 آن است كه شاعر در شعر يا نوشته خود موردي را بيان مي كند يا صفتي را به كسي يا چيزي نسبت بدهد كه بيشتر از حد معمول يا غير ممكن باشد .

مثال :    گر برگ گل سرخ كني پيرهنش را       از نازكي آزار رساند بدنش را   «طرب اصفهاني»

در اين بيت شاعر ادعا مي كند چنان بدن معشوق نازك است كه حتي اگر پيراهني از برگ گل برايش درست كني باز بدنش آزار مي بيند يعني لطافت بيش از حد اندام معشوق كه غير واقعي مي‌باشد .

متناقض نما :

 اگر شاعر يا نويسنده دو مفهوم يا دو واژه متناقض را به گونه اي كه باعث زيبايي عبارت شود در شعر يا نوشته خود بياورد آن را متناقض نما گويند .

مثال :    هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي                   من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است

در بيت بالا شاعر در مصراع اول از حاضر غايب سخن مي گويد يعني كسي كه در عين حضور غايب است به اين كار متناقض نما گويند .

تضاد :

 اگر شاعر در نوشته يا شعر خود دو واژه اي را كه معني ضد يكديگر داشته باشند به كار برد آن را آرايه تضاد گويند .

مثال :    شادي ندارد آن كه ندارد به دل غمي                آن را كه نيست عالم غم نيست عالمي

در بيت بالا شاعر شادي و غم را در مصراع اول به كار برده كه اين دو كلمه با يكديگر رابطه تضاد دارند .

 

انواع  ک در زبان فارسی

1-      ک تصغیر: بیان کوچکی ظاهری : مثال : اتاقک – شهرک  –  سَرک – چشمک

2-      ک تحقیر : بیان کوچکی باطنی :  مردک – زنک

3-      ک تحبیب : پسرک – دخترک

4-      ک ترحم : غلامک – حیوانک

5-      ک تشبیه : عروسک – پفک – شاپرک – کرمک

6-      ک همراهی : سنگک  –  باد بادک –  لیسک

7-      ک تعظیم : حسنک وزیر

8-      ک نسبی : زردک – سفیدک – سیاهک – سرخک

توضیحاتی در خصوص وبلاگ

با عرض سلام و خسته نباشید قبل از هر چیز  از این که این وبلاگ را انتخاب نموده اید سپاسگزارم و امیدوارم دست خالی برنگردید .

این وبلاگ به منظور تعامل و هم اندیشی با دبیران محترم بخصوص دبیران رشته ی ادبیات فارسی دوره ی راهنمایی و دانش آموزان  طراحی گردیده  و امیدوار است بتواند خدمتی هرچند کوچک به فرهنگ و ادب این مرز و بوم بکند .

لطفاْ نظرات سازنده ی خود را جهت پر بار کردن آن برای حقیر ارسال کنید . پیشاپیش از نگاه مهربان و صمیمانه ی شما تشکر می کنم .  ایام به کامتان باد .