جملات ادبی
|
خيلي تلخه ديدن آهويي كه اسير چنگال شير است
ولي تلخ تر اين است كه شير اسير چشمان آهو شود.
برگ در انتهاي زوال مي افتد و سيب در ابتداي كمال
پس بيانديش چگونه خواهي افتاد
همانند برگي زرد يا سيبي سرخ.
باد مي وزد …
مي تواني در مقابلش هم ديوار بسازي ، هم آسياب بادي
تصميم با تو است . . .
فراموش نکن قطاري که از ريل خارج شده
ممکن است آزاد باشد
ولي راه به جائي نخواهد بر د ...
مثل ساحل آرام باش
تا مثل دريا بي قرارت باشند . . .
براي آنان که مفهوم پرواز را نمي فهمند
هر چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر ميشوي . . .
فرق است بين دوست داشتن و داشتن دوست
دوست داشتن امري لحظه اي ست
ولي داشتن دوست
استمرار لحظه هاي دوست داشتن است . . .
باران رحمت خدا همیشه می بارد
تقصیر ماست
که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم !
زندگی حکایت مرد یخ فروشی است
که به او گفتند: فروختی؟ گفت: نه ! ولی تمام شد.
بار خدایا
از عشق امروزمان برای فرداهامان چیزی باقی بگذار
برای روزی که فراموش می کنیم عاشق بوده ایم
چیزی کنار بگذار
یک مشت.... اندازۀ یک لبخند
یک خاطره.... یک نگاه....
بزرگترین اقیانوس جهان ( آرام ) است
پس آرام باش تا (بزرگترین ) باشی... |