مارها قورباغه ها را مي خوردند


مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان

خدايا شکر

روی نیمکت پارک نشسته بود و به لباسهای کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه های دیگر نگاه میکرد، ماشین گران قیمتی جلو پارک ایستاد و مرد شیک پوشی از آن پیاده شد و با احترام در ماشین را برای همسرش که پسرکی در آغوش داشت باز کرد.
با حسرت به آنها نگاه کرد و از ته دل آه کشید.
آنها کودک را روی تاب گذاشتند.
خدایا! چه می دید! پسرک عقب مانده ذهنی بود.
با نگاه به جستجوی فرزندش پرداخت، او را یافت که با شادی از پله های سرسره بالا می رفت.
چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد

یک حکایت و چند پند

شبی در خواب دیدم مرا می خوانند. راهی شدم. به دری رسیدم. به آرامی درِ خانه کوبیدم. ندا آمد: درون آی، گفتم: به چه روی؟ گفتا: برای آنچه نمی دانی. هراسان پرسیدم: برای چون منی هم زمانی است؟ پاسخ رسید: تا ابدیت... تردیدی نبود، خانه، خانه خداوندی بود، آری اوست که ابدی و جاوید است .پرسیدم: بار خدایا چه عملی از بندگانت پیش از همه تو را به تعجب وا می دارد؟ پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می برید و دوران پس از آن را در حسرت بازگشت به کودکی می گذرانید، اینکه شما سلامتی خود را فدای مال اندوزی می کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می نمایید. اینکه شما به قدری نگران آینده اید که حال را فراموش می کنید، در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را .اینکه شما طوری زندگی می کنید که گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می گیرد که گویی هرگز زنده نبوده اید.

سکوت کردم، اندیشیدم. در خانه چنین گشوده! چه می طلبیدم؟ بلی، آموختن .پرسیدم: چه بیاموزم؟ پاسخ آمد:

بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی کشد ولی برای التیام بخشیدنِ آن، به سال ها وقت نیاز است.

بیاموزید که هرگز نمی توانید کسی را مجبور به دوست داشتنِ خود کنید، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آیینه ای از کردار و اخلاق خود شما است.

بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنید، از آنجا که هر یک از شما تنها به تنهایی و بر حسب شایستگی های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می گیرد.

بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعف و نقصان های شما آشنایند و لیک شما را همان گونه که هستید دوست دارند.

بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی دهد. بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیش تر در زندگی شماست.

بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی مهری ای که نسبت به شما روا می دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل پسندیده را با ممارست بیش تر در خود تقویت نمایید.

بیاموزید که دو نفر می توانند به یک چیز یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو از آن، هیچگاه یکسان نخواهد بود.

بیاموزید در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، آنگاه که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید راضی و خشنود شوید.

بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیش تر دارد، بلکه آن است که خواسته های کم تری دارد.

ای بنده من به خاطر داشته باش که مردم گفته های تو را فراموش می کنند، مردم کرده های تو را نیز از یاد خواهند برد، ولی هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند برد

راه های مقابله با استرس

آیا می دانید چه چیزهایی باعث بروز استرس می شود؟ هر چیزی که باعث شود شما مضطرب، عصبانی، ناامید یا غمگین شوید، باعث بروز استرس می شود.
ممکن است این وضع قبل از شروع امتحان در مدرسه یا دانشگاه، آزمون رانندگی، انتخاب یک خانه جدید، ازدواج، یک مسابقه ورزشی، دیدار با یک شخصیت مهم یا فشار کاری سنگین و دشوار باشد.
چیزی که باعث استرس در یک فرد می شود، ممکن است در فرد دیگری باعث لذت شود. البته وجود مقداری استرس در زندگی همه ما خوب است اما استرس زیاد باعث لطمه زدن به سلامت ما می شود. با خوش بینی می توانیم بر استرس هایی که در زندگی مان پدید می آیند، غلبه کنیم.
استرس در ما تغییرات روحی و جسمی ایجاد می کند. برخی تغییرات روحی عبارتند از اضطراب، عصبانیت، تندخویی، بی حوصلگی، بد اخلاقی و دمدمی مزاجی.
مهمترین واکنش های بدنی در استرس عبارتند از: گرفتگی عضلات، افزایش ضربان قلب، تنفس سریع و سطحی، عرق ریزی، تغییر در اشتها، ضعف یا لرزش عضلات، احساس ناراحتی در معده، مشکلات خواب، عصبی شدن، سردرد، درد سینه، سوء هاضمه، ضعف عمومی بدن برای مقابله با واکنش های بدنی که نسبت به استرس ایجاد می شود، عمیق و کنترل شده نفس بکشید و از روش ریلکسیشن یا آرامش استفاده کنید؛ در تمام روز آرام باشید؛ سعی کنید به احساس های بدنتان توجه نمایید و هر زمانی که احساس کردید بدنتان به استرس و واکنش نشان می دهد، عضلات خود را شل سازید.
آیا می دانید چگونه می توان با استرس مقابله کرد و آن را کاهش داد؟
استرس در همه ما ایجاد می شود زیرا گهگاه در وضعیت های استرس زا قرار می گیریم. کمی استرس، توجه ما را به کاری که قرار است انجام دهیم، متمرکز می کند و فوایدی دارد. اما استرس زیاد برای سلامت روح و جسم مضر است.
برای مقابله با استرس نگاهی مثبت و امیدوار کننده به زندگی داشته باشید و سعی کنید پیش بینی کنید که چگونه بر مشکلات غلبه کنید و با دوستان صمیمی و نزدیک خود بیشتر ارتباط برقرار کنید و به هنگام بروز مشکلات، از نظر مشورتی آن ها بهره بگیرید. نکته مهم دیگر این که شیوه زندگی منظم را انتخاب کنید.
اگر زندگی تان نظم داشته باشد، هر کاری را که به موقع و سرجای خود انجام می دهید و استرس انجام دادن یک زمان کارهای عقب افتاده و ضروری را پیدا نمی کنید.
برای کاهش استرس در خود ، به طور منظم به ورزش بپردازید. ورزش به جسم و روح شما نظم و طراوت و قدرت می دهد.
وقتی از لحاظ روحی و جسمی قوی باشید استرس در شما کاهش می یابد و در برابر مشکلات مقاومت بهتری خواهید داشت. یکی از عوامل مهم استرس زا، تنهایی است.
تنهایی بر اثر فقدان ارتباط صمیمی با دوستان یا اعضای خانواده پدید می آید. افراد تنها قادر نیستند مشکلات خود را با دیگران در میان بگذارند و باعث شوند که استرس شان کم شود.
احساس این که به جایی تعلق دارید یا احساس این که قسمتی از یک گروه یا جامع هستید، باعث کاهش استرس می شود، مشکل شما هرچه باشد همیشه افرادی وجود دارند که بخواهند و بتوانند به شما کمک کنند. همچنین تغذیه خوبی داشته باشید و با عجله غذا نخورید. آخرین نکته این که به خود سخت نگیرید.

احساسات و تفكراتي كه مانع تصميم گيري صحيح شده و ايجاد ترديد ميكنند:

 

1- انتظار و پيش بيني شكست در همان ابتداي تصميمي گيري كه ميتواند به علت اعتماد بنفس و عزت نفس پايين فرد باشد.

2- تحت سلطه زيردست و يا مافوق قرار داشتن، كه تصميم نهايي از جانب آنها اتخاذ و ديكته ميشود.

3- ميل به اثر پذيري و پيروي از افكار، ايده ها و اصول ديگران.

4- تمايل فرد به احساس نا اميدي و تسليم شدن زود هنگام در مقابل كوچكترين و كم اهميت ترين موانع.

5- خودبيني، خودمحوي و يا غرور اجازه نميدهد شخص اندرزهاي ديگران را بجويد.

6- نيروي اراده ضعيف و سست و يا ساختار ذهني مردد و متزلزل.

7- ميل به ترديد و دودلي مزمن كه ممكن است به علت تجارب گذشته زندگي باشد.

8- عقده خود كم بيني و تمايل به ترديد در تواناييهاي فردي.

9- فقدان تعادل ذهني، بي ثباتي انديشه و دمدمي مزاجي.

 

- تهييج و برانگيختگي مفرط، تحريك پذيري و نابردباري.

11- رويكرد بد بينانه به زندگي.

12- عادت به پشت گوش اندازي، تعلل و عذر تراشي به منظور افكندن بار مسئوليت و پيامدها به دوش ديگران.

13- رفتار خشمگينانه و نفرت آميز.

14- عدم برخورداري از استقلال انديشه و تصميم گيري كه در آن فرد براي اتخاذ هر تصميمي نظرات ديگران را جويا ميشود.

15- رفتار تملق آميز و يا گريز از معضلات زندگي.

16- رفتار وسواسي.

چند جمله ی کوتاه و پرمعنی

تجربه    میوه ای است که آن را نمی چینند  مگر بعد ازگندیدن.   ارسطو

به تجربه    آموختم که انسان ها هرگزازتجربه نمی آموزند.   برناردشاو

تجربه    بالاتراز علم است.   ابوعلی سینا

گر دروغ رنگ داشت؛

هر روز شاید،

ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،


نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.

- كساني خوشبخت هستند كه فكر و انديشه شان بسوي چيزي غير از خوشبختي خودشان است. (استوارت ميل)

2- آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همه‌ي انسان‌ها برابرند. (مارتين لوتر‌كينگ)

 

یک گام هر چند کوچک

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می­افتد در آب می‌اندازد.

-
صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می­خواهد بدانم چه می­کنی؟

-
این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این
صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

-
دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی­کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:

"
برای این یکی اوضاع فرق کرد… !"

مهندسی و مدیریت

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:

"
ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"

مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ﹾ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ ۳۷ هستید.

مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.

مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟"

مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"

مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.

مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"

مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند

قبل از تلاش برای حل مساله اول آن را خوب بشناسیم..

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد..

او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم
دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد...

این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و ... ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.

بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!»

مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»

مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.»

پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید که آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر

نمونه سوال ادبیات سال سوم راهنمایی از فصل 4-5-6 اسفند ماه

لغات زیر را معنی کنید .

خوض :                 مَصائب :                عَطا :                  فقیه :

خیره  :                خَصم   :                مُقطّع :                قَریب :

 

ابیات زیر را معنی کرده و به نثر امروزی بنویسید .

   به اندازه ی بود ، باید نمود                     خجالت نَبُرد آنکه ننمود و بود

 

  هرکه در او جوهر دانایی است                    بر همه چیزیش توانایی است

 

ماضی بعید ( رفتن ) و ماضی نقلی ( خریدن) را صرف کنید .

 

 

 

درجاهای خالی کلمات و واژه های مناسب قرار دهید .

 

     کتاب هایی را که در آن ها شرح حال ، آثار ، سخنان و احوال بزرگان، نوشته میشود  ............................  می نامند .

       نام شعریِ شاعر را که در پایان شعرش نوشته می شود ، ........................  می گویند .

      جملاتی را که بیش از یک فعل داشته باشند  ، جملات  .........................   می نامند .

      به پیوستگی و یکپارچگی در متن  ......................  می گویند . 

 

در بازگردانی یک متن کهن به نثر امروزی ، چه تغییراتی حاصل می شود ؟ ( سه مورد را ذکر کنید  )

 

 

 

دو شبه جمله بنویسید و با هر کدام جمله ای بسازید .

 

 

 

قید های به کار رفته در جملات زیر را مشخّص کرده و نوع آن ها را بنویسید .

نصیرالدّین ،  دیروز  آرام   از کوچه  گذشت .            

ابوریحان  دوباره  پرسید .                            علی  از  تهران  برگشت .

 

سه ویژگیِ مشترک کلمات هم خانواده را بنویسید .

 

 

هدف از نقد یک اثر چیست ؟

 

 

مشخّص کنید کدام یک از آثار زیر منظوم و کدام یک منثور می باشد ؟

 

  لیلی و مجنون:                                 مرزبان نامه : 

    کلیله و دمنه:                                مثنوی مولوی:

 

ویژگی های یک متن جذّاب را فقط نام ببرید . ( سه مورد )

 

 

نام نویسنده ی هر یک ار آثار زیر را بنویسید .

 

 مرزبان نامه :                                       تذکرة الاولیا :                                 

  اخلاق ناصری :                                    منطق الطیر :

 

به افعال زیر پیشوند مناسب اضافه کرده و معنی آن ها را بنویسید .

 

  گذشت :                                       افتاد :                                         

خورد :                                            رفت :

 

برای هر یک از کلمات زیر ، دو هم خانواده بنویسید .

  حضور  :                                        مناظره :                            ضعف :

 

نوع و زمان افعال زیر را مشخّص کنید .

 

گفتم

می رفتی

دیده است

شنیده بود

نوشته باشد

می نویسیم